مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها
فروغ مشعل حجب و حیاست عصمت زینب عـفاف یافـته قدر و بها ز شیمت زینب به قرنها رسد آوای آن سروش که خواند به گوش اهل دل آوای شأن و حشمت زینب چنان به لرزه در آورد کاخ ظلم و ستم را که شام قبضه شد اندر ید حکومت زینب علی و فـاطمه مام و پدر حـسین برادر خدای کرده به خلقت تمام نعـمت زینب اصول سفسطه باطل شد از نفوذ کلامش نگر به فلسفه حق و رمز حکمت زینب به هر کجا که خـلل بود در بنای دیانت بدل به کاخ مشیـّد شد از مـرمّت زینب نه از حجاب فزون گشت قدر حجب و عفافش که داده عزّ و شرف بر حجاب عصمت زینب در آستان جلال عفاف و شرم و وقارش فکند پرده به رخ مه؛ به پاس حرمت زینب به دور خلوت طاعتگه خلوص و سجودش فلک به طوف؛ که یابد صفا ز رحمت زینب به سایـهسار عـبا شد مـنام او ز بـرادر که تاب مهـر نیابد مجـال زحمت زینب به طف که بود غشای عیون حجاب ضلالت فروغ پرده جهانگیر شد ز همت زینب حـسین را قـلم عـشق تا نوشت شهـادت اسارت از ازلی عهد گشت قسمت زینب به حق که خصم خدا و رسول بوده و باشد کسی که داشته «عابد» به دل خصومت زینب شیمت؛ شیمه به معنی خوی و خلق و خصلت مترادف مشید: استوار، محکم، قرص، مرتفع، برافراشته مترادف منام: خواب، رویا، خوابگاه |